تبليغاتX
باغ عشق
باغ عشق

بعدها

من به ماه مینگرم

روزی اینجا میزیستم

هنوز ترانه را به یاد دارم

 

بعدها

هیچ صدایی اینجا نیست

ماه روی مشمع فرش است

کودکی سگرمه هایش در هم است

 

بعدها

صدایی میخواند

در را به عقب میگشایم

من روزی اینجا زندگی میکردم

 

بعدها

در عقب را میگشایم

نور رفته است

  درختان مرده اند.

مشمع فرش مرده است.

بعدها...

 

بعدها

سیاهی به سرعت حرکت میکند

سیاهی پر حجم

و اکنون من اینجا میزیم.

+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 12:11 توسط مهدی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رايگان

قالب بلاگفا